وضعیت ازدواج همجنسگرایان در سراسر جهان
ازدواج همجنسگرایان به نوعی از ازدواج اطلاق میشود که بر اساس آن دو زوج همجنس به صورت قانونی وارد زندگی مشترک میشوند. این نوع از ازدواج بر اساس نوع حقوقی که برای این زوجها فراهم میکند به چند نوع تقسیم میشود. امروزه همجنسگرایان در ده کشور دنیا از تمامی مزایای ازدواج که برای دگرجنسگرایان موجود است برخوردارند اما در کشورهای متعدددیگری همجنسگرایان اجازه تشکیل زندگی مشترک به صورت قانونی را دارند اما به نسبت زوجهای دگرجنسگرا از حقوق کمتری برخوردارند.

انواع مختلفی از ازدواج همجنسگرایانه وجود دارد،از شکل غیر رسمی و روابط نامشروع unsanctioned تا پیوندهایی با تشریفات بالا گسترده شدهاست. در حالی که ازدواج همجنسگرایانه(same-sex marriage) شکل نسبتا جدیدی از رابطهاست، با این حال قانون ازدواجِ زوجهای همجنس همانند زوجهای غیر هم جنس، به رسمیت شناخته میشود.
همجنسگرایی قدمتی به درازای تاریخ بشریت دارد. در بعضی جوامع، زوجهای همجنسگرا با آسودگی بیشتری زندگی مشترک خود را تشکیل میدادند. برای مثال در ژاپن، سلت ها، روم و یونان باستان ارتباط جنسی بین مردان در بین نظامیان تشویق میشد یا در بین بومیان نیوزیلند، مائوریها ازدواج همجنسگرایان عادی بوده و اصطلاح تاکاتاپوی (Takatapui) را برای افرادی به کار میبردن که با همجنس خود آمیزش میکردند. داستان های زیادی در رابطه با عشق بین همجنس در بین این مردم وجود دارد که از معروفترین آنها میتوان به داستان توتانکی و تیکی (Tutanekai and Tiki) اشاره کرد. در مقابل در جوامع کثیری دید عموم نسبت به همجنسگرایی بسیار منفی بود و آن را ناشی از انحراف اخلاقی میدانستند. در چنین جوامعی ازدواج همجنسگرایان یک گناه بود و همجنسگرایان عمدتا گرایش های جنسی خود را مخفی میکردند. در دوران معاصر و ظهور علم روانشناسی گمان میرفت که همجنسگرایی یک اختلال روانیست و بعضا عدهای هم در صدد درمان آن برآمدند که همگی ناکام ماند. به مرور زمان و مطالعات دقیق بر روی رفتار همجنسگرایان این نظریه مطرح شد که گرایشات جنسی افراد امری ذاتیست و شخص هیچ انتخابی در آن ندارد. در اواخر قرن نوزدهم روانشناسان زیادی از جمله زیگموند فروید همجنسگرایی را دیگر یک بیماری روانی نمیدانستند. این تصور که همجنسگرایی مادرزادیست کمک زیادی به همجنسگرایان کرد تا تلاش برای احقاق حقوق خود را از اوایل قرن بیستم آغاز کنند. ازدواج همجنسگرایان تا پیش از جنگ جهانی دوم مطرح نبود اما با توجه به کشتار همجنسگرایان در طول جنگ توسط نازیها توجه به حقوق همجنسگرایان پس از جنگ شدت بیشتری گرفت و باعث شد زمزمههایی در مورد ازدواج همجنسگرایان پیش آید. دفاع از حقوق همجنسگرایان از اوایل دهه¬ی هفتاد میلادی شدت زیادی گرفت و مسئله ازدواج بیشتر مورد توجه قرار گرفت. کشورهای اسکاندیناوی که معمولا در دفاع از حقوق بشر پیشتازند در این زمینه اولین قدمهای عملی را برداشتند و دانمارک اولین کشور دنیا بود که اتحاد مدنی بین همجنسگرایان را در سال ۱۹۸۹ تصویب کرد. نروژ (۱۹۹۳) سوئد (۱۹۹۵)و ایسلند (۱۹۹۶) هم دنباله روی دانمارک بودند. اما ازدواج با تمامی حقوق و مزایای مساوی ازدواج با دگرجنسگرایان برای اولین بار در سال ۲۰۰۱ در هلند تصویب شد. امروزه همجنسگرایان و دگرجنسگرایان دوستدار حقوق بشر در کشورهای آزاد همچنان به تلاش خود برای احقاق کامل حقوق همجنسگرایان از جمله حق ازدواج، فرزندخواندگی، خدمت سربازی و غیره ادامه میدهند.
مخالفان ازدواج همجنسگرایان که بیشتر افراد مذهبی تر و محافظه کارتر جامعه هستند معتقدند که ازدواج امری مقدس است که مبنای آن تولید مثل و باروری است و تنها باید بین زن و مرد اجرا شود ولی در مقابل موافقان ازدواج را امری برای آرامش و تکامل انسان و قابل اجرا بین همه انسان ها فارغ از نوع گرایش جنسی شان میدانند. مطالعات نشان داده است که حمایت از ازدواج همجنسگرایان در بین جوانان زنان و تحصیل کردگان بیشتر است. میزان حمایت عمومی از قانون ازدواج همجنسگرایان در کشورهای مختلف متفاوت است. هیچ کشوری در آسیا ازدواج همجنسگرایان را به رسمیت نمیشناسد، اما در کشورهای توسعه یافته تر مانند ژاپن یا تایوان اقداماتی در دست اجراست. نپال، کامبوج، فیلیپین، کره جنوبی، تایلند و چین از جمله کشورهایی هستند که به این مسئله توجه نشان دادهاند. در هند که به تازگی همجنسگرایی را قانونی کرده اقداماتی در حال شکل گیری است.
آفریقای جنوبی که سالها سابقه تبعیض به شکلهای مختلف را پشت سر گذاشته، یکی از اولین کشورهای جهان بود که تمامی حقوق همجنسگرایان از جمله ازدواج و حق فرزندخواندگی را قانونی کرد. سایر کشورهای افریقایی تبعیت چندانی در این زمینه از آفریقای جنوبی نکردند و کشورهای معدودی در آفریقا حقوق همجنسگرایان را به رسمیت میشناسند.
استرالیا که همواره کشوری مهربان نسبت به همجنسگرایان محسوب میشود، قدمهای مثبتی را برای رفع تبعیض برداشتهاست؛ ولی هنوز ازدواج کامل برای همجنسگرایان در این کشور قانونی نشدهاست. اتحاد مدنی از سال ۲۰۰۴ در نیوزیلند قانونی شده است و همجنسگرایان تحت این قانون از کلیه حقوق و مزایای ازدواج از جمله استفاده از نام خانوادگی مشترک بر خوردارد.
کلیه ی کشورهای اروپایی حقوق همجنسگرایان را به رسمیت میشناسند و به آن احترام میگذارند ولی ازدواج در کل اروپا قانونی نیست. در هلند، بلژیک، اسپانیا، پرتغال، ایسلند، سوئد و نروژ ازدواج همجنسگرایان قانونی و مساوی با ازدواج دگرجنسگرایان است. همچنین همجنسگرایان در سایر کشورهای اتحادیه اروپا به غیر از ایتالیا، یونان، رومانی، بلغارستان و لهستان حق ازدواج اما با حقوق و مزایای کمتر نسبت به دگرجنسگرایان را دارند.
کانادا اولین کشور دنیا در خارج از اروپا بود که ازدواج کامل بین همجنسگرایان را تصویب کرد. در آمریکا این مسئله توجه زیاد افکار عمومی را به خود جلب کرده است و تقریبا نیمی از مردم آمریکا از آن حمایت میکنند که البته نسبت به سایر کشورهای توسعه یافته بسیار کمتر است. در حال حاضر هفت ایالت از جمله کالیفرنیا در آمریکا ازدواج کامل همجنسگرایان را به رسمیت میشناسند و تعداد بیشتری ازدواج به صورتهای دیگر را برای همجنسگرایان در نظر گرفتهاند.
در ژانویه سال ۲۰۱۱ میلادی دادگاه عالی ایالت ساسکاچوان در کانادا حکم بر این داد که نویسندگان محضری، که بر قانونی شدن ازدواجها نظارت می کنند، حق ندارند از ثبت ازدواج همجنسگرایان، به دلایل شخصی یا مذهبی، امتناع کنند. در ۲۳ ژوئن همان سال، سنای ایالت نیویورک با تصویب لایحهای ازدواج همجنسگرایان در این ایالت را اجرایی دانست و این ایالت پس از ایالتهای ماساچوست، کانتیکت، آیوا، نیوهمپشر، ورمانت و شهر واشینگتن دی.سی. در ردیف مناطقی در ایالات متحده که در آن ازدواج همجنسگریان اجرا میشود، قرار گرفت.
همجنسگرایان در جامعه آمریکای لاتین پذیرفته شدهاند و ازدواج آنها توسط مردم قابل قبول است ولی مکزیک و آرژانتین تنها کشورهایی هستند که ازدواج کامل را قانونی اعلام کردهاند هر چند در سایر کشورها صورتهای دیگری از ازدواج برای همجنسگرایان وجود دارد.
خاور میانه همواره در طول تاریخ معاصر یکی از نامهربانترین مناطق نسبت به ازدواج همجنسگرایان بوده. دربسیاری از کشورهای خاور میانه از جمله ایران و عربستان تاریخ این نوع رابطه ی همجنسگرایی جرم و مجازات اعدام دارد. اسرائیل تنها کشور منطقه است که حقوق همجنسگرایان را به رسمیت میشناسد؛ در این کشور ازدواج همجنسگرایان ممنوع است، اما با این حال غیر قانونی هم نیست چراکه دولت اسرائیل ازدواج زوجهایی را که در کشورهای دیگر ازدواج کرده باشند را به رسمیت میشناسد.
همچنان که پیش از این یادآور شدیم، زناشویی میان دو همجنس در موقعیتهای گوناگون تاریخی و فرهنگی رخ داده است. در برخی از فرهنگهای آفریقایی،از جمله در قبیلهی ایگبو نیجریه و لاودو آفریقای جنوبی، زنها میتوانند با زنان دیگر ازدواج کنند در موقعیتهایی مانند موقعیت زنان بازاری برجسته در آفریقای غربی، که زنها میتوانند دارایی چشمگیری به دست آورند،یک زن میتواند زن دیگری را به همسری برگزیند. یک چنین زناشویی، به آن زن برجسته اجازه میدهد که جایگاه اجتماعی و اهمیت اقتصادیاش را در خانواده، تقویت کنند.
یکی از مشهورترین نمونههای زناشویی دو همجنس، در میان قبیلهی آزاند سودان دیده شده است. جنگجویان این قبیله میتوانند مردهای جوانتر را به عنوان عروس بگیرند و این عروس موظف است به یک جنگجور از جهت جنسی خدمت کند و وظایف خانهداری را برایش انجام دهد. این جنگجویان «شیربها»ی عروس مذکرشان را به خانوادهاش میپردازند و با دودمان او رابطهی سببی برقرار میکنند. هرگاه یک جنگجو از کارافتاده شود و دیگر نتواند نقش خود را به عنوان جنگجو بازی کند، عروس مذکر خود را رها میکند و گهگاه با خواهر عروس مذکر پیشیناش ازدواج میکند. در این زمان عروس مذکر پیشین وارد ردهی جنگجویان میشود و عروس مذکر و جوانتری را برای خود میگیرد. آزاندها که در رابطهی جنسیشان بسیار انعطافپذیرند،هیچ مشکلی در جابهجایی از کارهای همجنسگرایانه به فعالیتهای ناهمجنسگرایانه ندارند.
در کشورهایی که ازدواج همجنسگرایان یا اتحاد مدنی به رسمیت شناخته میشود قانون اجازه به سرپرستی گرفتن فرزند را توسط این زوجها میدهد.البته برزیل، بر خلاف اینکه اجازه ازدواج یا اتحاد مدنی را به هم جنسگرایان نمی دهد ولی به سرپرستی گرفتن فرزندان را برای این زوجها بلا منازع می داند در مقابل در برخی کشورها که هم جنسگرایان حق ازدواج یا اتحاد مدنی را دارند اجازه سرپرستی فرزند را ندارند.اکوادور و کلمبیا از این دسته اند.در حال حاضر هفتصد هزار کودک در آمریکا در خانوادههای همجنسگرا زندگی می کنند.
