بیماری وسواس و راههای درمان آن
یکی از بیماریهای روانی که اندیشه جامعه امروزی ما را سخت درگیر خود کرده است،بیماری روانی وسواس می باشد…امروزه،افراد زیادی با این مشکل دست و پنجه نرم میکنند و نه تنها با خود،بلکه با اطرافیان خود نیز درگیریهایی پیدا کردهاند. شخص وسواس،همیشه خود را از دیگران برتر،بهتر و پاکیزهتر میبیند و همین،موجب دلگیری و رنجش اطرافیان میشود. وسواس انواع گوناگونی دارد:وسواس فکری،اخلاقی و عملی و باید بدانیم،همان طور که شستشوهای بیش از اندازه،پیامدهای تلخ و ناگواری را به دنبال دارد،وسواس فکری هم با پریشان فکری ها و ناآرامیهایی که زائیده پندارهای غلط شخص بد فکر میباشد،در نشست و برخاستها و روابط اجتماعی،موجب اختلافهای دامنه داری میشود که همه را در آتش سوزان خود میسوزاند و خاکستر میکند.

عوامل و ریشههای بیماری وسواس،عبارتند از:
- اختلالات روانی
متاسفانه، وجود یک سلسله آشفتگیهای روانی باعث میشود که شخص دچار شک شود و پیوسته جان و روح خود را،در معرض نا آرامی و نگرانی قرار دهد که ما در رویارویی با این افراد،به روشنی،این نگرانی را در چشمان و رفتارشان میبینیم!
-نداشتن شناخت و آگاهی
نا آگاهی در زمینه احکام دینی و عبادتها موجب بروز این بیماری میشود،حال آنکه دین اسلام سفارش کرده است که از به رنج انداختن خود بپرهیزیم.
- وسوسههای شیطانی
بزرگترین ریشه وسواس،همین تلقینهای شیطانی است.خداوند،در کتاب آسمانی خویش میفرماید:بگو از شر شیطان وسوسه گر به خداوند آدمیان پناه میبرم!
از این رو،جلوگیری از نفوذ شیطان در کارهای روزمره و به ویژه در هنگام عبادت (نماز، روزه، اعمال حج و…) که حساسترین لحظه حضور شیطان برای جدایی انداختن میان عابد و معبود میباشد، بسیار ضروری است.و در این صورت است که،شیطان به ناتوانی خود پی می برد.
- عامل وراثت
همانطور که فرزندان ویژگیهای ظاهری مانند:قد و شکل و… را از راه ژنتیک دریافت می کنند،از نظر روانی نیز،از پدر و مادر ارث می برند که با روشهای درست تربیتی و چیرگی بر اراده میتوان،تا اندازه زیادی،به برطرف ساختن این کمبود پرداخت.
- بحرانهای دوران نوجوانی
در این دوران نیز،به دلیل دگرگونیهای بسیار،برای نوجوان دغدغه ها و آشفتگیهای روحی و روانی زیادی وجود دارد که به طور طبیعی،بر فکر و روان او تاثیر میگذارد و به شکل بیماری وسواس نمود مییابد.
- روشهای تربیتی نامطلوب
بیشتر وقتها،پدر و مادر در تربیت فرزندان خود دچار زیادهروی و یا کوتاهی میشوند.بی توجهی در دوران کودکی،وجود ضربهها و استرسهای روحی ناشی از درگیریهای خانوادگی وجدایی پدر و مادر باعث میشود که فرزندان در دوران نوجوانی و جوانی برای ابراز شخصیت و جلب توجه،به این شکل خود را مطرح کنند!
پیامدهای بیماری وسواس
در میان زیانهای ناشی از این بیماری،میتوان به زیانهای فردی،اجتماعی،اقتصادی و اعتقادی اشاره کرد.
الف:زیانهای فردی
- خارج شدن از محور طاعت و خلوص نیت،به خاطر از دست دادن حالت بندگی.
-به هدر دادن وقت پر ارزشی که میتواند در راستای کارهای بهتر و مفیدتری استفاده شود.
-بی محتوا شدن عبادت و از دست رفتن هدف اصلی عبادت که فروتنی در برابر پروردگار می باشد،چنان که گاهی توجه بیش از اندازه،به تلفظ و قرائت در نماز،از حضور قلب و رکن اصلی نماز میکاهد.
- بدعتگذاری در دین؛ شخص وسواس،به دلیل نداشتن تمرکز فکری،چیز تازهای را اضافه یا کم میکند.
امام باقر(ع) در این باره می فرمایند:«کل بدعة ضلالة،وکل ضلالة سبیلها الی النار؛هر بدعتی،گونهای گمراهی خواهد بود و هر گمراهی هم،راهی به سوی آتش جهنم خواهد بود».
- آخرین ضرر فردی این بیماری،گاهی،باطل شدن عبادت می باشد.
ب: زیانهای اجتماعی
- گوشه گیری و انزوا طلبی،به خاطر ارتباط نداشتن با دیگران و بدبینی و بد گمانی نسبت به افراد.
- آزار اطرافیان،به دلیل وقت گذرانی بیهوده و در نتیجه،معطل کردن دیگران.
امام صادق(ع)میفرماید:روز قیامت،آنگاه که کسانی که بندگان خدا را به زحمت انداختهاند،فرا خوانده میشوند،گروهی حرکت می کنند که در چهره آنان گوشتی وجود ندارد،آن وقت گفته میشود:هؤلاء الذین آذوا المؤمنین؛اینها افرادی هستند که در دنیا موحبات آزار اهل ایمان را فراهم کردهاند.
- زمینه گناه سازی:بدین معنی که شخص وسواس،به دلیل بد گمانی و حساسیتهای نابجای سایرین،گاهی خیلی راحت،به آنها تهمت میزند و دروغ میگوید،در حالی که خداوند در کتاب آسمانی خویش میفرماید:یا ایها الّذین آمنوا اجتنبوا کثیرا مّن الظن انّ بعض الظن اثم؛ای اهل ایمان،از بسیاری گمان بردنها خودداری کنید؛زیرا برخی از گمان بردنها،گناه می باشد.(سوره حجرات،ایه ۱۲)
- بد جلوه دادن چهره دین
- ایجاد اختلافات خانوادگی
تربیت – ترس – توارث – تحقیر
چهار عامل ایجاد کننده وسواس که ارتباط مستقیم با خانواده دارد ، پس می توان نتیجه گرفت که خانواده کانون اصلی پرورش وسواس می تواند باشد .
انضباط خشک و سختگیرانه و تک بعدی والدین ، خود زمینه ساز شخصیت وسواسی است .
ویژگی افرادیکه دارای شخصیت وسواسی می باشند نیز عبارتند از :
۱) جزئی نگری ۲) انعطاف ناپذیری ۳) کامل گرایی ۴) کنترل گری
چنانچه ویژگی های شخصیت وسواسی در کنار الگوبرداری رفتاری والدین مثل احتکار کردن ، وارسی کردن ، نظم هندسی ، شستشوی بیش از حد ، شمارش ، خرافاتی بودن و غیره قرار بگیرد ، آن هنگام می توانیم وسواس عملی را در کودکان زیر ۴ سال مشاهده کنیم . البته علائمی همانند لکنت زبان ، جویدن ناخن ، شب ادراری ، تیکِ چشم ،
بهانه جویی ، منزوی بودن ، پرخاشگری و غیره را نیز می توانیم مشاهده کنیم .
خانواده می تواند جایگاه رشد شخصیت وسواسی باشد ؟
به علت تربیت تک بعدی و انعطاف ناپذیر ، تحقیر فرزندان ، نادیده گرفتن توانایی های فرزند و بی ارزش دانستن نیازها و امیال فرزند ، الگو برداری از رفتارهای والدین و کلیه رفتارهای خاص و غیر متعادل خانواده ، خود می تواند جایگاهی مشخص و مطمئن برای رشد و شخصیت وسواسی باشد . بنابراین درمان والدین تضمین درمان فرزندان است .
ای کاش افراد وسواسی قبل از ازدواج ابتدا درمان شوند تا به علت این اختلال هم انتخابی نادرست و ناهماهنگ صورت ندهند و هم نسلی با اختلال وسواس و مشکلات روانی را به جامعه تحویل ندهند.
والدین وسواسی به علت چهارچوب غیر انعطافی و تربیت تک بعدی فرزندان ، وسواس را در فرزندان خود بیشتر رواج می دهند .
تربیت تک بعدی به علت سرکوبی نیازها و یا کنترل امیال فرزندان به واسطه والدین سبب می شود چنانچه آن شخص در یک بُعد از زندگی به موفقیت نسبی برسد به علت تک بعدی بودن و زیر پا گذاشتن ابعاد دیگر زندگی سبب می شود که آن موفقیت نیز چندان باعث خوشحالی فرد نشود .
در تربیت تک بعدی تنها بخشی از خواسته ها و نظرات والدین که مهم به نظر می آیند باید به واسطه فرزندانشان جامع عمل پوشیده و در آن موارد تمام انرژی خود را صرف کند و صرف وقت و انرژی در ابعاد دیگر وقت تلف کردن و اصراف زمان و پول و غیره به حساب می آید .
فرزندانِ این نوع تربیت پس از مدتی به افرادی خشک ، انعطاف ناپذیر ، کنترل گر و بسیار چهارچوب دار تبدیل می شوند و این نوع شخصیت زمینه ای است برای ایجاد اختلال وسواس در افراد .
خانواده و سرویس های تقویت کننده برای انجام کارهای وسواسی
در انجام کارهای تکراری به او وقت ، هزینه ، آزادی می دهند .
در هنگام تصمیم گیری که همیشه شک و تردید به سراغ فرد وسواسی می آید به او اطمینان می دهند کارهای ناتمام و عقب افتاده او را نادیده گرفته و در مورد آن کارها اشاره ای هم نمی کنند . از کارها ، مکانها ، اشیاء و کلاً چیزهایی که اجتناب می کند او را دور نگه می دارند و هرگز این اجتناب هایی را که همچون تار عنکبوتی وسیع تر و گسترده تر می شود نمی شکنند .
بسیاری از قوانین و چهارچوب های غیر منطقی او را تأیید می کنند .
و در آخر او را در این مرداب متعفن نگه می دارند .
ازدواج عامل آشکار کننده ی رفتارهای وسواسی
این ازدواج ممکن است با انتخاب خود فرد صورت نگرفته و با اجبار انجام شده باشد ، در این صورت به علت این اجبار و تحمل فرد سبب بالا رفتن اضطراب شده و اعمال وسواسی به صورت موقت و همچون مخدری که پس از مصرف فشار اطراف را کم می کند برای شخص عمل می کند .
چنانچه فردی که با ازدواج کرده است با فرد رویایی خود فاصله زیاد داشته باشد نیز سبب بروز اختلال وسواس می شود .
خانواده ی همسر ، مسئولیت ها یا تغییر نقش در زندگی مشترک ، ناکامی ها ، تحقیر شدن توسط همسر ، ترس از بیماری ، به دنیا آوردن فرزند ، روابط جنسی و بسیاری از فشارهایی که ممکن است پس از ازدواج بر فرد وارد شود نیز ، خود می تواند عامل آشکار ساز وسواس باشد .
خانواده عامل فشار برای درمان
برخی از خانواده ها که افراد وسواسی زندگی را برایشان سخت کرده و سلامتی فرد وسواسی ، هم از نظر روانی و هم از نظر جسمی به خطر افتاده است ، فرد وسواسی را برای درمان تشویق می کنند .
این گروه از خانواده ها به خطرات و وسعت وسواس آگاه شده و برای درمان فرد وسواسی شروع به تحقیق و بررسی می نمایند .
فرد وسواسی باید خوشبخت و خوش شانس باشد که از نخستین گامهای پذیرش اختلال و درمان پذیری آن خانواده او را همراهی کرده و یا اینکه او را تحت فشار قرار می دهند .
خانواده پشتوانه درمان وسواس
خانواده ای که وسواس را به عنوان یک اختلال قابل درمان می داند و این اختلال موجب مشکلاتی در زندگی اعضای خانواده و برهم خوردن آرامش فرد وسواسی شده ، در هنگام درمان فرد وسواسی را در جهت کمک به درمان یاری کرده و پیگیری مداوم در حین درمان دارد .
این پیگیری شامل :
۱) ارتباط دائم با درمانگر و پرسش در مورد میزان پیشرفت فرد وسواسی در درمان .
۲) انجام کارهای لازم برای پیشرفت بیشتر درمان در خانه
۳) تشویق فرد وسواسی در مورد پیشرفت درمان .
۴) از همه مهمتر پذیرش ریشه اصلی اختلال وسواس و تغییر رفتار در جهت از بین بردن عامل تداوم بخش وسواس .
