اس ام اس تلخ و غمگین

دوستت داشتمو نفهمیدی،تقصیر تو نبود.قدت به عشق نمی رسید.

Line
آب نریختم که برگردی.آب ریختم تا پاک شود هر آنچه رد پای توست از زندگیم.
Line
آهسته گفت “خدا نگهدارت”در را بست و رفت.آدمها چه راحت مسؤلیت خودشان را به گردن “خدا” می اندازند.
Line
هر چقدر هم عطرت را عوض کنی باز هم تنت،بوی کثیف خیانت میدهد.عزیز لعنتی ام
Line
این که هر بار سرت با یکی گرم باشد،دلیل بر ارزشت نیست.آنقدر بی ارزشی که خیلیها اندازه تو هستند.
Line
داور قلبم نه سوت دارد نه کارت قرمز،راحت باش تا دلت می خواهد خطا کن.
Line
من زانوهایم را به آغوش کشیده بودم وقتی که تو برای آغوش دیگری زانو زده بودی.
Line
بیا جاهایمان را عوض کنیم.دلم لک زده برای اینکه کسی عاشقم باشد.
Line
یه بغض بود،من شکستمش،از چشمم که افتاد طفلکی مچاله شد،قد یه اشک،سر خورد،از روی گونه ام افتاد پخش زمین شد و مرد…!
Line
می سپارمت به خدا،خدایی که هیچ وقت نخواست تو را به من بسپارد..
Line
بغض همیشه نشانه ضعف بغض کننده نیست،گاهی بیانگر شدت بی رحمی مخاطبش است.
Line
نه اسمش عشق است،نه علاقه،نه حتی عادت،حماقت محض است دلتنگ کسی باشی که دلش با تو نیست.
Line
از حقیقت های تلخ خسته شده ام … یک دروغ شیرین بگو … بگو”دوستت دارم”.
Line
گاهی اگر توانستی،اگر خواستی،اگر هنوز نامی از من در سر داشتی نه در دل!در کوچه ی تنهایی من قدمی بگذار،شلوغیه کوچه ظاهریست،نترس بیا،نگاهی پرت کن و برو.
Line
بس که دیوار دلم کوتاه است
فهر که از کوچه ی تنهایی ما می گذرد،به هوای هوسی هم که شده،سرکی میکشدو می گذرد.
Line
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد.نمیدانم نداشتنت سخت تر است یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد؟
Line
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست،اسراف محبت است.
Line
گاهی وقتا هست که دوست داری کنارت باشه
محکم بغلت کنه
بذاره اشک بریزی تا راحت شی
بعد آروم تو گوشت بگه:
.
.
.
.
“دیوونه من که باهاتم”
Line
نمی خواهم نبودنت از شمارش انگشتانم بیشتر شود،اما این روزها کاری از دستانم بر نمی آید.
Line
بوق اشغال می زند وقتی شماره ات را در ذهنم می گیرم،کسی انگار پشت خط است.
Line
باد آورده را باد می برد،اما تو که با پای خودت آمده بودی.
Line
بیچاره آهویی که صید پنجه شیری ست
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی ست.
Line
کاش در خواب ببینمت و این تمام سهم من از توست.
Line
ما گذشتیمو گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان با دگران وای به حال دگران


نويسنده: حسین | تاریخ :

ارسال نظر